صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
80
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
ابن منظور در لسان العرب چند معنا ، از جمله سخن ابن اعرابى در آيهء : يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ ، را آورده است ، « كه گروهى گفتهاند منظور كتابشان است و گروهى ديگر گفتهاند پيامبر و شريعتشان . » در آيهء : فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ « 1 » مىگويد : « منظور سران كفر و رهبرانشان است كه ضعيفان قوم تابع آنها بودند . » همچنين گفته است : « امام هر چيز سرپرست و مصلح آن است ؛ و قرآن امام مسلمانان است و سرور ما محمّد ( ص ) ، پيشواى پيشوايان است . و خليفه ، پيشواى مردم ؛ و پيشواى لشكر ، فرماندهاش مىباشد . » و يا گفته است : « امام يعنى الگو ، چنان كه در شعر نابغه آمده است : أبوه قبله و أبو أبيه * بنوا مجد الحياة على إمام « 2 » » « حادى » پيشاهنگ شتر است هر چند كه از پى آنها بيايد ، چون هدايتكنندهء آنهاست . امام يعنى راه ، چنان كه در قرآن آمده است : وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ « 3 » ، يعنى به راهى آشكار . و فلانى امام قوم است ؛ يعنى وى مقدّم بر آنهاست . و امام ، رئيس است ، چنان كه گفته مىشود : پيشواى مسلمانان . » در قصّهء ابراهيم ( ع ) در سورهء بقره در آيهء : إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً « 4 » ، قمى نيشابورى ، نويسندهء غرائب القرآن و رغائب الفرقان ، چنين آورده است : « بيشتر [ مفسران ] بر اين باورند كه امام در اينجا به معناى نبّى است ؛ چون ابراهيم ( ع ) را امام همهء مردم قرار داده است و اگر شرع مستقلى نداشته باشد ، تابع رسول است و عام بودن آن از بين مىرود ؛ چون اطلاق امام بر اين دلالت دارد كه وى در هر چيزى امام است . و كسى كه چنين باشد ، ناچار بايد پيامبر باشد ؛ چون خداوند وى را در معرض منّتگذارى چنين ناميده است ؛ پس شايسته است كه به مراتب بالاى امامت رسيده باشد ؛ مثل : وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا « 5 » ؛ نه بر پايينتر از او ؛
--> ( 1 ) - توبه ( 9 ) آيهء 12 : پس با پيشوايان كفر بجنگيد . ( 2 ) - پدرش قبل از او و پدربزرگش ، عظمت زندگى را بر پيشوا و الگويى ، بنا نهادهاند . ( 3 ) - حجر ( 15 ) آيهء 79 : پس آن [ دو شهر ] اكنون بر سر راهى آشكار است . ( 4 ) - بقره ( 2 ) آيهء 124 : من تو را پيشواى مردم قرار دادم . ( 5 ) - سجده ( 32 ) آيهء 24 : برخى از آنان را پيشوايان قرار داديم كه به فرمان ما [ مردم را ] هدايت مىكردند .